تبليغاتX
<> انتقام از تو گرفتن كار عشقه
 شعرهاي شما
تو هم مرا بشناس

شبی در محفلی با مرگ تنها شدم

ارزويم سالها اين بود

ولی ان شب ، ترس مرا فرا گرفته بود

با تمام وجود فرياد زدم

مرگ ، تو را نمي خواهم

مرگ خنديد و گفت

می دانم وليکن امشب من تو را مي خواهم

مرگ مرا در اغوش گرفت

نمی دانم چه طور ان شب از او گريختم

از ان شب ها سالها می گذرد ولی

هنوز هم بوی سدر وکافور می دهم

خيلی وقته از خودم می ترسم

حتی می ترسم با خودم تنها بشم

می دانم چرا!!!! می دانم

چون خود من مرگ هستم

من مرگ شاديم!!

من لحظه بی نفسيه عشقم !!

من مرگم !! من مرگم !!من مرگم!!

تو هم مرا بشناس

                                    نوشته شده:  توسط ايليا

*****************************************

دوشنبه 14 آذر1384 ساعت: 3:51 توسط:مرد پیر

........« اورمزد چنین گفت: به سِپیتمان زَرتشت! »........
........« براستی دین مزدا کسی را که به این دین دراید ، از بند گناهایش رهای می بخشد.»........
.........« دین مزدا گناه نادرستکاری را می بخشاید.» ........
.........« دین مزدا گناه کشتن یکی از اشونان را می بخشاید.» ........
.........« دین مزدا گناه کردارهای را که هیچ تاوانی بر ان نیست ، می بخشاید.» .........
...........« دین مزدا هر گناهی را که مردمان می توانند بدان دست بیالاینند ، می بخشاید.» ........
وندیداد فردگرد سوم
درود بر تو و اورمزد نگهبانت باد
 


دوشنبه 14 آذر1384 ساعت: 2:17 توسط:وحید(هوالحی)
خداوندا...
تو در قرآن جاويدت هزاران وعده ها دادي
تو مي گفتي كه نامردان بهشت را نمي بينند
ولي من ديده ام
كه نامردان به از مردان
از خون جوانها،كاخها ساختند
تو ميگفتي اگر اهريمن شهوت
بر انسان حكم فرمايد
من او را مغلوب و با صليب خويش مصلوب خواهم كرد!
ولي من ديده ام
چشمان شهوت ران فرزندي
كه بر اندام لخت مادرش دزدانه مي لغزيد!
پس...قولت!
اگر مردانگي اين است
به نامردي نامردان قسم
نامرد نامردم اگر دستي به قرآنت بيالايم!
 


دوشنبه 14 آذر1384 ساعت: 0:53 توسط:انسیه

کوچه ها شاید ندانند این چنین دلگیرم امشب
این همه افسرده حالم ای خدا میمیرم امشب
 

پنجشنبه 17 آذر1384 ساعت: 17:22 توسط:مهدی
روز و شبم به این خیال این شد که زخمام خوب می شند
شوق من اونو می یاره، صبح غمام غروب میشن
یی عمر توی لانه من، به این سوال می گذرونم
چی شد گذشتی ازمنو، رفتی چرا؟ نمی دونم

 



|+| نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه سیزدهم آذر 1384 و ساعت 17:9